خیلی وقت بود که تصمیم به نوشتن داشتم، نه اینکه نویسنده باشم و بخواهم نویسندگی کنم بلکه فقط برای نوشتن و خالی کردن افکارم در جایی خارج از ذهنم.
برای همین، راههای مختلفی را امتحان کردم؛ از قلم و کاغذ گرفته تا انواع روشها و اپهای دیجیتالی. آنقدر که میتوانم یک مقایسه کامل بین همهشان انجام بدهم.
امروز میخواهم درباره هدف اصلی راهاندازی این وبسایت با خودم به نتیجه برسم.
سالها بود که دلم میخواست جایی بنویسم؛ بدون سانسور، بدون توضیح به کسی و تا جای ممکن بیپرده.
از طرفی شغل برنامهنویسی هم مدتهاست که به نوعی با زندگی من گره خورده. برای همین با خودم فکر کردم چه خوب میشود که تجربیاتم را در این زمینه با دیگران به اشتراک بگذارم.
در واقع با تاسیس این بلاگ به خیال خودم میخواستم با یک تیر به دو نشان بزنم!
روزمرگی های یک برنامهنویس دور از وطن
اگر فکر کردید که در این بلاگ فقط قرار است که من چرت و پرت بگویم، بهتر است بدانید که کور خواندهاید.
اینجا قرار است هم از روزمرگیها و فکرهایم بنویسم (یا به قول فرنگیها، ژورنال) و هم گاهی سراغ موضوعات جدیتر بروم.
مطالب تخصصی
همانطور که گفتم، قصد دارم درباره کارم هم بنویسم؛
از سیستم دیزاین گرفته تا معماریها، اپلیکیشنها، باگها، سیستمعاملها و هر چیزی که برایم جالب باشد و ارزش به اشتراکگذاری داشته باشد.
این بخش را احتمالاً بیشتر به زبان انگلیسی مینویسم، چون یکی از هدفهایم این است که نوشتن به انگلیسی را هم بهتر کنم.
در نهایت باید بگویم که این اولین بار است که به این شکل مینویسم. شاید اینکه سعی میکنم کمی رسمیتر یا «کتابی» بنویسم، به این خاطر است که این مدل نوشتن حس بهتری به من میدهد.
و یک چیز دیگر که نمیتوانستم نگویم و در گلویم میماند اگر نمیگفتم:
این روزها هنوز خیلیها در ایران از حق دسترسی به اینترنت محروماند، نه به این خاطر که در روستایی دور افتاده زندگی میکنند! که البته آن هم جای پرسش دارد. الان بیشتر از ۱۰۰۰ ساعت است که انسانهایی از ایران از حق دسترسی به اینترنت توسط انساننماهایی محروم شدهاند.
به امید آزادی ایران و ایرانیان از جور و ستم دشمنان ملت!